شعر و کمی بیشتر.....
به یک تجلی جانان ز قید تن رستم غنی شدم به نگاهی اگر تهیدستم
آفتاب باش
تا اگر خواستی بر کسی نتابی
نتوانی
آدمهای موفـق با دیـگران 30 فـرق دارند
آدم
های موفق خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر هستند،
متحد میکنند.
آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را میدانند و می توان گفت آدم
های موفق 30 فرق کلی با دیگران دارند که دانستن آنها بد نیست :
1. فرصتهایی را میبینند و پیدا میکنند که
دیگران آنها را نمیبینند.
2. از
مشکلات درس میگیرند،
در حالی که دیگران فقط مشکلات را میبینند.
3. روی
راهحلها تمرکز
میکنند.
4. هوشیارانه
و روشمندانه موفقیتشان را میسازند،
در زمانی که
دیگران آرزو میکنند موفقیت به سراغشان آید.
5. مثل بقیه ترسهایی
دارند ولی اجازه نمیدهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.
6. سوالات درست را به شیوه صحیح از خود میپرسند. سوالهایی که آنها
را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار میدهد.
7. به ندرت از چیزی شکایت میکنند و انرژیشان
را به خاطر آن از دست نمیدهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث
آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفیبافی و بیثمر
بودن است.
8. سرزنش نمیکنند (واقعا فایدهاش چیست؟)
آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده
میگیرند.
9. وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیتشان
استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن
ظرفیتشان پیدا میکنند و بیشتر از ظرفیتشان از خود
توقع دارند. آنها
از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده میکنند.
10. همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی
که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها
برنامهریزی کرده
و فکر میکنند تا وقتی که کارشان را انجام میدهند استرس کمتری داشته
باشند.
11 خودشان را با افرادی که با آنها هم فکر
هستند، متحد میکنند. آنها اهمیت و ارزش
قسمتی از یک گروه بودن را میدانند.
12. بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرتانگیز
باشند. آنها هوشیارانه انتخاب میکنند تا
بهترین نوع زندگی
را داشته باشند و نمیگذارند زندگیشان اتوماتیکوار سپری
شود.
13. بهوضوح و دقیقا میدانند که چه چیزی در
زندگی میخواهند و چه نمیخواهند. آنها بهترین
واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی میکنند به جای
اینکه صرفا
تماشاگر زندگی باشند.
14. بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری
میکنند.
15. در انجام کارهایشان امروز و فردا نمیکنند
و زندگیشان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای
انجام کاری از دست نمیدهند.
16. آنها
دانشآموزان
مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار میکنند. آنها از
راههای مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن
یاد میگیرند.
17. همیشه نیمه پر لیوان را میبینند و
توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.
18. دقیقا میدانند که چه کاری باید انجام
دهند و زندگیشان را با از شاخهای به شاخهای
دیگر پریدن از دست نمیدهند.
19. ریسکهای حسابشدهای انجام میدهند؛ ریسکهای
مالی، احساسی و شغلی.
20. با
مشکلات و چالشهایی
که برایشان پیش میآید سریع و تاثیرگذار روبهرو میشوند و هیچ وقت
در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمیکنند. با چالشها روبهرو میشوند و از آنها
برای پیشرفت خودشان بهره میبرند.
21. منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمیمانند
تا آیندهشان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت،
بهترین زندگی را برای خودشان میسازند.
22. وقتی بیشتر مردم کاری نمیکنند؛
آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل میکنند.
23. بیشتر از افراد معمولی روی احساساتشان
کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم
ولی هیچگاه برده احساساتشان نمیشوند.
24. ارتباطگرهای خوبی هستند و روی رابطهها
کار میکنند.
25. برای زندگیشان
برنامه دارند و
سعی میکنند برنامهشان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای
برنامهریزی نشده
و نتایج اتفاقی عاری است.
26. در زمانی که بیشتر مردم به هر
قیمتی میخواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و
ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را میفهمند.
27. ارزشهای زندگیشان
معلوم است و
زندگیشان را روی همان ارزشها بنا میکنند.
28. تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند،
میدانند که پول و موفقیت مترادف هم نیستند. آنها
میدانند افرادی
که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی
است که خیلیها خیال میکنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافتهاند که پول
هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.
29. اهمیت
کنترل داشتن روی
خود را درک کردهاند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را میروند که
کمتر کسی میتواند برود، شاد میشوند.
30. از خودشان مطمئن
هستند
..................................................
اگر کریستوفر کلمب ازدواج کرده بود، ممکن بود هیچ وقت قاره آمریکا رو کشف نکنه، چون بجای برنامه ریزی و تمرکز درمور چنین سفر ماجراجویانه ای باید وقتش رو به جواب دادن به زنش درمورد این سوالات می گذروند:*کجا داری می ری؟
*با کی داری می ری؟
*واسه چی می ری؟
*چطوری می ری؟
*کشف؟
*برای کشف چی می ری؟
*چرا تو می ری؟
.
.
.
.
*تا تو برگردی من چیکار کنم؟!
*می تونم منم باهات بیام؟!
*راستشو بگو توی کشتی زن هم دارین؟
*بده لیستو ببینم!
*حالا کی برمی گردی؟
*واسم چی میاری؟
.
.
.
.
*تو عمدتا این برنامه رو بدون من ریختی، اینطور نیست؟!
*جواب منو بده؟!
*منظورت از این نقشه چیه؟
*نکنه می خوای با کسی در بری؟
*چطور ازت خبر داشته باشم؟
*چه میدونم تا اونجا چه غلطی می کنی؟
*راستی گفتی توی کشتی زن هم دارین؟!
.
.
.
.
*من اصلا نمی فهمم این کشف درباره چیه؟
*مگه غیر از تو آدم پیدا نمی شه؟
*تو همیشه اینجوری رفتار می کنی!
*خودتو واسه خودشیرینی می ندازی جلو؟!
*من هنوز نمی فهمم مگه چیز دیگه ای هم برای کشف کردن مونده!
*چرا قلب شکسته منو کشف نمی کنی؟
.من زوایای کشف نشده ی زیادی دارم(اینو حمید اضافه کرد)
.
.
.
*اصلا من می خوام باهات بیام!
*فقط باید یه ماه صبر کنی تا مامانم اینا از مسافرت بیان!
*خوب دوست دارم اونا هم با هامون بیان!
*آخه مامانم اینا تا حالا جایی رو کشف نکردن!
*خفه خون بگیر!!! تو به عنوان داماد وظیفته!
.
.
.
*راستی گفتی تو کشتی زن هم دارین؟
زن و مرد جوانی به محله جدیدی اسبابکشی کردند. روز بعد ضمن صرف صبحانه،زن متوجه شد که همسایهاش درحال آویزان کردن رختهای شسته است و گفت: لباسها چندان تمیز نیست. انگار نمیداند چطور لباس بشوید. احتمالا باید پودر لباسشویی بهتری بخرد. همسرش نگاهی کرد اما چیزی نگفت. هربار که زن همسایه لباسهای شستهاش را برای خشک شدن آویزان میکرد، زن جوان همان حرف را تکرار میکرد تا اینکه حدود یک ماه بعد، روزی از دیدن لباسهای تمیز روی بند رخت تعجب کرد و به همسرش گفت: "یاد گرفته چطور لباس بشوید. ماندهام که چه کسی درست لباس شستن را یادش داده.." مرد پاسخ داد: من امروز صبح زود بیدار شدم و پنجرههایمان را تمیز کردم! زندگی هم همینطور است. وقتی که رفتار دیگران را مشاهده میکنیم، آنچه میبینیم به درجه شفافیت پنجرهای که از آن مشغول نگاهکردن هستیم بستگی دارد. قبل از هرگونه انتقادی، بد نیست توجه کنیم به اینکه خود در آن لحظه چه ذهنیتی داریم و از خودمان بپرسیم آیا آمادگی آن را داریم که به جای قضاوت کردن فردی که میبینیم، در پی دیدن جنبههای مثبت او باشیم!!!!
زانو نمیزنم حتی اگر سقف آسمان کوتاه تر از قد من باشد
http://drfaeze.persianblog.i
۱-- - - - - وحشت از عشق که نه ! ترس من فاصله هاست! وحشت ازغصه که نه ! ترس من خاتمه هاست! ترس بیهوده ندارم! صحبت از خاطره هاست! صحبت از کشتن ناخواسته عاطفه هاست! کوله باریست پر از هیچ که بر شانه ماست! گله از دست کسی نیست! مقصر دل دیوانه ماست....افسانه
| :قالبساز: :بهاربیست: |
LinkDump
Archives
Links
Specific
Design
Others
